روش های ارزش گذاری استارتاپ ها

روش های ارزش گذاری استارتاپ ها

روش های ارزش گذاری استارتاپ ها


زمان مطالعه: 7 دقیقه

ارزش گذاری یک استارتاپ موجب براورد ارزش حدودی یک استارتاپ میشود که این امکان را روش های ارزش گذاری به شما میدهند. میتوان با انتساب امتیازهای خاصی ارزش یک استارتاپ را افزایش داد که این امر نیازمند هزینه های بسیاری ست . میتوان جهت تامین هزینه ها از سرمایه گذاران کمک گرفت. ارزش گذاری  شرایط معامله با سرمایه گذاران را مشخص میکند . در ادامهروش های ارزش گذاری رایج را به شما معرفی خواهیم کرد .

1.روش برکاس(Dave Berkus):

مبدع این این روش دیو برکاس نویسنده و سرمایه گذار فرشته در زمینه ی کسب و کار و تجارت می باشد. طبق این روش با در اختیار داشتن یک سری اطلاعات از فاکتور های کلیدی استارتاپ و ارزیابی آنها میتوان  آینده ی مالی و روند رشد استارتاپ تخمین زد.این فاکتورها عبارتند از:
  • داشتن ایده ی مناسب
  • داشتن یک نمونه ی اولیه از محصول/خدمت
  • وجود یک تیم مدیریت مناسب
  • داشتن روابط استراتژیک راهبردی و مناسب
  • تضمین فروش و حفظ مشتریان
باید توجه داشت که این روش ارزش گذاری در مرحله ی قبل از درامدزایی کاربرد دارد و بر مبنای تجربیات انجام میشود که دقت پایین آن را میرساند . از طرفی با در نظر گرفتن فاکتورهای اصلی استارتاپ از قبیل ایده و نمونه اولیه و… صورت می پذیرد . نکته ی دیگر اینکه این روش بیشتر برای ارزش گذاری استارتاپ هایی که بر پایه ی تکنولوژی هستند کاربرد دارد.

2.روش مجموع عوامل ریسک:

این روش به دست سرمایه گذاران فرشته ابداع شده است . در این روش ، استارتاپ طبق ده فاکتور ریسک موجود بررسی میشود . وجود تعداد ریسک های زیاد موجب افت ارزش یک استارتاپ خواهد شد. بیشترین ریسک همواره ریسک مدیریتی است . ازین رو علاوه بر فاکترهای عنوان شده ، ریسک مدیریتی نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت . در نهایت پس از بررسی تمام عوامل ریسک و ارزش گذاری به این روش سرمایه گذاران مجاب خواهند شد که سرمایه گذاری در استارتاپ مورد نظر برای آنها سودآور خواهد بود یا خیر.عوامل ریسک عبارتند از:
  • ریسک قانونی
  • ریسک رقابت
  • ریسک بازار و فروش
  • ریسک سرمایه گذاری
  • ریسک مدیریتی
  • ریسک مقیاس پذیری
  • ریسک خدمات مشابه
  • ریسک اقتصادی و سودآوری
  • ریسک فناوری
  • ریسک نمونه ابتدایی محصول/خدمت
میتوان با امتیازدهی و تجمیع امتیازهای حاصل از بررسی عوامل ریسک، ارزش نهایی استارتاپ را جهت سرمایه گذاری براورد کرد . البته که این روش نیز به دلیل آن که در مرحله ی پیش از درآمدزایی کاربرد دارد ، بر مبنای تجربیات و مقایسه با رقبا صورت می پذیرد و از دقت پایینی برخوردار است. اما با وجود در نظر گرفتن عوامل موثر و مهم ریسک  در این روش نمی شود از انجام این روش ارزش گذاری در مراحل اولیه ی استارتاپ صرف نظر کرد.

3.روش کارت امتیازدهی:

در این روش مقایسه ای بر اساس هفت عامل اصلی که هر یک وزن مشخصی دارند(بر اساس میزان اهمیت) استارتاپ ها بررسی و ارزش گذاری می شوند. به این صورت که زوایای استارتاپ مورد نظر بر اساس هر عامل سنجیده و امتیازی به آن عامل اختصاص داده میشود .از مجموع حاصلضرب امتیازات و وزن تمام عوامل ، رقمی به دست می آید که ارزش مبلغ سرمایه گذاری را مشخص میکند.عوامل مقایسه ای عبارتند از:
  • توانایی تیم مدیریتی استارتاپ 30%
  • اندازه فرصت25%
  • محصول/خدمات 15%
  • کانال های فروش10%
  • میزان رقابت 10%
  • جذب سرمایه5%
  • سایر عوامل5%
همانطور که مشاهده میکنید اهمیت عوامل بر اساس وزنشان مشخص شده . کافیست مقادیر بالا بر اساس اولویت های استارتاپ  نمره دهی شوند تا مجموع امتیاز های عوامل مشخص، و ارزش نهایی استارتاپ به دست بیاید.با توجه به این موضوع که در مراحل اولیه ی استارتاپ اطلاعات مستند مالی و عملیاتی وجود ندارد، این روش میتواند برای ارزش گذاری مفید باشد.علاوه برآن سرعت و سادگی در محاسبات و یافتن مقادیر تقریبی از مزیت های این روش میباشد.از طرفی به دلیل وجود تعاریف متفاوت از سوی افراد متفاوت ، نمیتوان مقادیر دقیقی به هر یک از عوامل نسبت داد، در نتیجه روش کارت امتیازدهی نمیتواند روشی با دقت بالا در این زمینه باشد.

4.روش سرمایه خطرپذیر:

در این روش ، ارزش گذاری بر اساس نرخ بازگشت سرمایه ی مورد انتظار سرمایه گذار صورت می پذیرد. این روش از دیدگاه سرمایه گذاران و با توجه به قدرت بازدهی و سودآوری ،استارتاپ را ارزش گذاری میکند. نرخ بازگشت سرمایه به عواملی چون شرایط اقتصادی کشور، افق سرمایه گذاری و عواملی اینچنین بستگی دارد. این روش ارزش گذاری در آستانه ی درآمدزایی استارتاپ صورت میگیرد.به آن دلیل که برای محاسبه ی سهام نیازمند تخمین ارزش خروجی استارتاپ هستیم. در صورت وجود اطلاعات ارزش گذاری استارتاپ های مشابه ، این روش ارزش گذاری میتواند روشی ساده و سریع باشد . از طرفی با توجه به وجود عوامل ریسک، پیش بینی دقیق مالی در آینده دشوار خواهد بود و امکان خطا وجود خواهد داشت.دیگر نکته ی مورد توجه تعیین میزان بازدهی سرمایه است که قطعا به صورت کیفی می باشد و نمیتوان تعریف دقیقی برای آن قائل بود.

5.روش تنزیل جریان نقد:

این روش را میتوان به عنوان کاملترین روش ارزشگذاری استارتاپ ها معرفی کرد.از این روش محاسبه ی ارزش شرکت های سهامی عام هم استفاده میشود.روش ارزش گذاری تنزیل جریان نقدی بر اساس پیش بینی نسبت به جریان نقد آینده صورت میگیرد؛بدینگونه که برای به دست آوردن ارزش استارتاپ در زمان حال ، درآمد ها و هزینه ها را برای مثال برای پنج سال آتی پیش بینی کرده و با در نظر گرفتن نرخ تنزیل مناسب، ارزش جریان های نقدی را در زمان حال محاسبه میکند . بخش دشوار این روش ، دقت پیش بینی و تخمین دقیق عملکرد مالی استارتاپ در سالهای بعد خواهد بود که با در نظر گرفتن فاکتورهایی از قبیل مدل های رشد درآمد، مدل درآمدی استارتاپ، تاثیر رقبا بر بازار ، اقتصاد کلان و….متغییر خواهد بود.

این روش ارزش گذاری در مراحل پایانی استارتاپ کاربرد داردبه این دلیل که برای استفاده از این روش ،باید اطلاعات مالی استارتاپ برای چشم انداز حداقل سه ساله موجود باشد. پیش بینی مالی غیر دقیق به خطا در ارزش گذاری مجر خواهد شد. با این حال ،این روش دقیق ترین روش ارزش گذاری میباشد؛ به شرط انتخاب دقیق فرضیات و مقادیر. همچنین این روش با در نظر گرفتن بسیاری از اطلاعات درونی و عوامل مختلف کسب و کار دقت این کار را بالاتر خواهد برد.

6.روش فرست شیکاگو(First Chicago):

این روش توسط شرکت فرست شیکاگو طراحی شده است.در این روش سه سناریوی احتمالی برای آینده ی استارتاپ در نظر گرفته میشود: موفقیت، بقا و شکست. برای هر سناریو ، احتمالی در نظر گرفته میشود و از هر کدام ارزش متفاوتی برای استارتاپ ایجاد خواهد شد که با محاسبه ی میانگین وزن دار این سه مقدار ارزش نهایی استارتاپ تعیین میشود.
این روش اساسا روش مستقل و جدیدی نمی باشد ، چرا که از المان های دیگر روش ها به خصوص روش تنزیل جریان نقد استفاده میکند.بنابراین ، این روش نیز همچون روش مذکور در مراحل میانی و پایانی استارتاپ مورد استفاده قرار میگیرد.
مزیتی که این روش دارد در آن است که تمام احتمالات آتی را مورد بررسی قرار میدهد و نگاه جامع تری به فاکتور های ریسک در استارتاپ دارد.اما به دلیل دشوار بودن پیش بینی های دقیق و صحیح و همچنین وابستگی این روش به تجربه و شهود بسیار ، معمولا کمتر از آن استفاده میشود.

7.روش ضرایب مشابه:

در این روش ، ارزش گذاری ها بر پایه ی مقایسه صورت میگیرد . بدینگونه که بر اساس آمار فروش ، درآمد و یا سود شرکت های مشابه سهامی عام که اطلاعات آن ها در بازار بورس موجود است، اطلاعات استارتاپ مورد نظر را مورد بررسی قرار میگیرد. نکته ی حائز اهمیت در این روش، انتخاب شرکت هایی است که از نظر پتانسیل های مالی و عملکرد ها و ریسک های کسب و کار مشابه استارتاپ مدنظر باشند.از این روش در مراحل میانی و پایانی استارتاپ ها استفاده میشود ، به این دلیل که اطلاعات مالی و درآمدی و عملکردی کافی جهت مقایسه به موارد مشابه در دسترس باشد.
این روش ارزش گذاری با در دست داشتن اطلاعات مالی شرکت های بورسی و اطلاعات فروش، درآمد و سود آنها میتواند روشی ساده و سریع در جهت تخمین ارزش استارتاپ باشد . اما باید متذکر شد که شرکت های فعال در بورس عموما مرحله ی رشد و توسعه ی خود را پشت سر گذاشته و تغییر ماهیت داده اند. بنابراین ساختار مالی و عملیاتی آنها تفاوت بسیاری با استارتاپ دارد که این ارزش گذاری را از حدود واقعی دور میکند.

8.روش ارزش گذاری دفتری:

این روش یکی از ساده ترین روش های ارزش گذاری میباشد  چرا که بر اساس دارایی های ملموس و بخش سخت افزاری استارتاپ به معنی ارزش دفتری ، ارزش گذاری میکند. مشکلی که در این روش وجود دارد اینست که تمام مقادیر آن ثابت بوده  و عوامل موثری چونتورم و نوسانات نرخ بهره که از فاکتورهای مهم در ارزیابی دارایی هستند از قلم افتاده است.
این عوامل موجب ایجاد تفاوت بین ارزش دفتری و ارزش واقعی دارایی میشود. روش ارزش گذاری دفتری بر ان دسته از شرکت هایی که بر ارزش های مشهود تمرکز دارند بسیار مهم است . البته امروزه بسیاری از کسب و کارها بر دارایی های نامشهود تمرکز و توجه دارند . کسب و کارهایی از قبیل: فناوری های زیستی، پایگاه های داده و توسعه نرم افزار.
از آنجایی که ارزش گذاری میتواند مرحله ی حیاتی در جهت رشد و توسعه ی یک استارتاپ باشد ، انتخاب مراکزی که توانایی انجام یا راهنمایی جهت طی این مراحل را داشته باشند نکته حائز اهمیتی ست. از این رو ما شما را دعوت میکنیم تا جهت پیشبرد دقیق و موفق اهداف استارتاپی خود ، از مشاوره و امکانات مفیدی که در بیزمش برای شما محیا شده استفاده ی لازم را ببرید. منتظر شما در بیزمش هستیم.

9: روش ارزش منطقه بازار

ارزش منصفانه بازار برای یک دارایی یا کالا، قیمتی است که مورد توافق خریدار و فروشنده است به شرطی که طرفین معامله از تمام اطلاعات مربوط به آن آگاه باشند و از روی اجبار قصد خرید یا فروش نداشته باشند. بسیاری از کالاها در بازار بر اساس ارزش منصفانه خود معامله می‌شوند. این مسئله بدان معنی است که خریدار حاضر به پرداخت مبلغی بیش از ارزش منصفانه و فروشنده حاضر به فروش با مبلغی کم‌تر از ارزش منصفانه نخواهد بود. با همین استدلال می‌توان بیان کرد که ارزش‌گذاری یک استارتاپ برابر با مبلغی است که سرمایه‌گذار و استارتاپ بر سر آن به توافق می‌رسند.

10: روش ارزش گذاری هم نوایی

نسبت به سایر روش های ارزش گذاری استارتاپ ها، روش ارزش‌گذاری هم‌نوایی بیش از آن که روشی برای تعیین ارزش استارتاپ باشد، یک استراتژی برای سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌هایی است که در مراحل بذر و اولیه قرار دارند. در این روش ارزش تمام استارتاپ‌ها یکسان فرض می‌شود و در ازای دریافت درصد ثابتی از سهام (برای مثال ۱۰%)، سرمایه ثابتی (برای مثال ۱۰۰ میلیون تومان) به آن‌ها اعطا می‌شود. بنابراین استارتاپ‌ها در این شرایط فقط می‌توانند پیشنهاد سرمایه‌گذاران را قبول یا رد کنند.

11: روش ارزش گذاری مقایسه ای

در روش ارزش گذاری مقایسه ای، با مقایسه مستقیم یک استارتاپ و کسب و کار موجود و مشابه با استارتاپ خود،اجزای استارتاپ خود را مورد بررسی و مقایسه قرارا خواهیم داد،برای مثال: کسب و کار پرداخت آنلاین را در نظر بگیرید،سپس ما میزان تراکنش های انجام شده در روز با آن نرم افزار را بررسی می کنیم، سپس میزان تراکنش موجود و احتمالی کسب و کار خود را بررسی می کنیم، حال با مقایسه ی این دو شاخصه موجود میتوانیم به ارزش استارتاپ خود برسیم.

بلاگمفاهیم استارتاپ

استارتاپروش های ارزش گذاری استارتاپ

1 Comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *